انجمن نجوم آیاز تبریز در روزهای ۲۹ و ۳۰ آبانماه، با حضور جمعی از علاقهمندان نجوم و آسمان شب، تور رصد و عکاسی آسمان شب را در کویر زیبای سیازگه (ابوزیدآباد) برگزار کرد؛ سفری دو روزه به دل سکوت کویر و زیر آسمانی شفاف که فرصتی ارزشمند برای تجربهی رصد علمی و لذت بردن از شکوه کیهان فراهم آورد.
شرکتکنندگان این برنامه، پس از حرکت از تبریز در شامگاه چهارشنبه ۲۸ آبان، خود را به یکی از مناسبترین رصدگاههای کشور از نظر افق باز و حداقل آلودگی نوری رساندند. آسمان صاف و شرایط جوی مطلوب، امکان رصد اجرام متنوع آسمان شب را فراهم کرد و شب کویر، میزبان گفتوگوهای علمی، آموزشهای کاربردی و لحظاتی ماندگار شد.


در طول این تور، کارگاههای آموزشی متعددی برگزار شد که شامل آشنایی با آسمان و صور فلکی، شناخت ابزارهای رصدی، رصد سیارات شاخص از جمله زحل و اورانوس در بهترین شرایط، مشاهدهی اجرام ژرف آسمان با تلسکوپ و دوربین دوچشمی، و آموزش مبانی عکاسی آسمان شب بود. این برنامهها با همراهی تیم علمی و لیدرهای مجرب انجمن اجرا شد و با استقبال چشمگیر شرکتکنندگان همراه بود.
اقامت در اقامتگاه بومگردی سنتی، صرف غذاهای محلی و نوشیدنیهای گرم، و شبنشینیهای علمی زیر سقف پرستارهی آسمان، حالوهوایی صمیمی و دلنشین به این برنامه بخشید. سکوت کویر، افق بیانتها و درخشش بیشمار ستارگان، تجربهای متفاوت، آرامشبخش و الهامبخش برای تمامی حاضران رقم زد. انجمن نجوم آیاز، ضمن قدردانی از همراهی شرکتکنندگان و عوامل اجرایی، برگزاری چنین برنامههایی را گامی مؤثر در ترویج علم نجوم، آشنایی عمومی با آسمان شب و تقویت ارتباط علاقهمندان با طبیعت و کیهان میداند و امیدوار است در آینده نیز میزبان رویدادهای علمی و رصدی بیشتری باشد.



خاطرات شرکتکنندگان تور کویر سیازگه
بازگشت به آغوش آسمان
سمیرا فتحالله زاده: سالها از دنیای نجوم و آسمان پرستاره فاصله گرفته بودم، با اینکه همیشه در دلم جایگاه ویژهای داشت. پیش از این سفر، هم هیجان داشتم هم اضطراب؛ نگرانِ تنها بودن، اما مشتاق رسیدن به آرزویی قدیمی.
با شروع سفر، نگرانیها رنگ باخت. در میان جمعی از دوستان تازه، احساس تعلق کردم و این سفر برایم به تجربهای شیرین بدل شد.
وقتی به کویر رسیدیم، آرامشی عمیق مرا دربر گرفت. آسمان، شکوهی وصفناشدنی داشت؛ گویی کهکشان راه شیری آغوشش را بر فرازمان گشوده بود. با تلسکوپ، به دل آسمان سفر کردم و زیبایی سیارات، کهکشانها، سحابیها و خوشههای ستارهای را دیدم.
شبنشینیها، شعر و موسیقی کنار آتش، گرمایی به دلهایمان داد که سرمای کویر را از یادمان برد. اکنون آرزویی تازه در دل دارم: تکرار این شبها و بازگشت دوباره به کویر و آسمان.
وقتی آسمان نزدیکتر شد
مهران خدایی: غروب سرد اما شفاف کویر، آغازی بود برای شبی فراموشنشدنی. از میان تپههای شنی، غروب خورشید را تماشا میکردم و هر کس را میدیدم که محو همان منظره است.
ما در جایی بودیم که از هرگونه آلودگی نوری دور بود؛ رصدگاهی آرام که شبش پر از صداهای زندگی بود: شاتر دوربینها، آوازهای جمعی و فریادهای هیجانآلود هنگام کشف اجرام تازه.
سختی سفر کاملاً ارزشش را داشت. ساعتها زیر آسمان دراز کشیدم، دهها شهاب شمردم و اجرامی چون اورانوس، زحل با حلقههای باریکش، مشتری با چهار قمر درخشانش، خوشهی پروین، صورت فلکی شکارچی و چندین جرم ژرف آسمان را دیدم.
هر بار که خستگی یا سرما بر من غلبه میکرد، کافی بود به بالای سرم نگاه کنم؛ راه شیری دوباره مرا در عظمت کیهان غرق میکرد.
صبح فردا در روستا قدم زدم، نخستین آبانبار عمرم را دیدم و بیش از پیش شیفتهی آدمهای این سفر شدم؛ آدمهایی با علایق گوناگون که فقط برای یک شب زیر آسمان کویر، راهی طولانی را پیموده بودند.



جایی میان خنده و ستاره
فرخ امینغربالی: سفرمان با هیجان و خنده از میان دستاندازهای جاده آغاز شد؛ تکان میخوردیم و میخندیدیم تا بالاخره خودمان را به شنهای کویر رساندیم، جایی که آمده بودیم خبر تازهای از ستارهها بگیریم.
خورشید غروب دلانگیزش را دوباره اجرا کرد و شب، آرام آرام پرده از چهرهی آسمان برداشت. همهچیز شبیه یک وصال حیرتانگیز بود؛ راه شیری از کران تا کران کشیده شده بود، صور فلکی یکییکی جان میگرفتند و آسمان چنان گسترده بود که آدم فقط میتوانست خیره بماند.
دور آتش جمع شدیم؛ پاها از سرما به گرمای آتش پناه آورده بودند و خندهها بالا میرفت. میخواندیم، همصدا میشدیم، نگاه میکردیم، و لحظهها بیخبر از زمان میگذشت. شب، انگار فقط برای ما ساخته شده بود؛ یک کهکشانِ یکشبه، پر از صدا، نور، شوخی، شعر و دوستی.
صبح، خسته اما راضی، راه افتادیم. مثل آدمهایی که شبشان را زندگی کردهاند. به خانه برگشتیم، جایی که سر میتوانست آرام بگیرد، هرچند دل هنوز در کویر، میان آتش و ستارهها، سرکش مانده بود.


شعری زیبا که توسط یکی از رصدگران جوان گروه سروده شد
صانع علیخانلوی
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
در ابو زید دلا کیف حلالی کردیم
با همه مشغله و دغدغه ها در عجبم
که چگونه از کجا ،وقت و مجالی کردیم
عجب آغوش گشودش شب زیبای کویر
با تلسکوپ چه بسا صید هلالی کردیم
وادی حیرت و من در هیجان کیهان
دل خود محو تماشای جمالی کردیم
در سکوت شب زیبا و دل انگیز کویر
چه خروشی و دلا چه قیل و قالی کردیم
دم یاران و رفیقان و عزیزان همه گرم
که یقینا به شبی، زیست سالی کردیم
هدف از خلقت افلاک و صور یارب چیست
عجبا وه که چه دانسته سوالی کردیم
شهریارا چه مزین شده شعرم با تو
این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم
گزارش: زهرا میرزایی – مریم فخیمی







